بلا
عزلت و انزوا و تنهایی برهانندت از هزار بـلا
و بـلا نیستت بزرگتر از عزلت و انزوا و تنهایی
عزلت و انزوا و تنهایی برهانندت از هزار بـلا
و بـلا نیستت بزرگتر از عزلت و انزوا و تنهایی
با توجه به آمارهای فدراسیون جهانی! چرا سالیانه میلیون ها نفر در سراسر جهان به دلیل عدم آگاهی از مسائل جنسی جان خود را از دست می دهند در صورتی که میلیون ها حیوان با همین عدم آگاهی تنها به دلیل شکار شدن می میرند؟!
الف)چون حیوانات در مسائل جنسی انسانی تر می اندیشند.
ب)چون انسان ها مثل حیوان روابط جنسی برقرار می کنند.
ج)انسان حیوانی است ناطق، که از بد حادثه می اندیشد.
د)هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند.
به نظر شما چرا انیشتین تصمیم داشت افکار خدا را در یک فرمول سه سانتی خلاصه کند؟
الف)چون معتقد بود خدا در عین پیچیدگی ، ساده و خلاصه می اندیشد.
ب)چون خلاصه نویسی او را از شر فرمول های پیچیده فیزیک خلاص می کرد.
ج)او دریافته بود که می شود خدای به آن بزرگی را در فرمولی به این کوچکی جا داد!
د)او هم گرفتار معضلات انسان مدرن شده بود: تنبلی و خساست.
به نظر شما آیا شیطان بزرگ است؟
الف)بله شیطان بزرگ است.
ب)شیطانی وجود ندارد که بخواهد بزرگ باشد.
ج)تنها یک چیز بزرگ وجود دارد و آن خداست.
د)مشکلات ما آنقدر بزرگ است که حوصله اندیشیدن به این مسائل را نداریم.
کدام یک از موارد زیر بیشترین تأثیر را در بهبود عملکرد یک ورزشکار دارد؟
الف)تکنیک بیش از همه
ب)تاکتیک بیشتر از تکنیک
ج)فیزیک بدنی بیشتری لازم است.
د)ذهن و روان بیشترین تأثیر را داشت،درست فهمیدید.
آیا انسان احمق وجود دارد؟
الف)بله وجود دارد.
ب)این حماقت است که وجود دارد.
ج)یک مثل معروف است که میگوید: احمق رو به بهشت راه نمی دن می گه به جهنم.
د)دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که دنیا روزی به پایان خواهد رسید اما حماقت را پایانی نیست.
به نظر شما بزرگترین معضل جوامع امروز بشریت در کشور ما چیست؟!
الف) فشار فقر ( از جمله فقر فرهنگی،فقر آموزشی،فقر اقتصادی،فقرفلسفی،فقرعاطفی و ...)
ب)فشار مسکن
ج)فشارجنسی
د)از نظر محققان علوم ورزشی همه بشریت باید ورزش کنند از این رو هر کس که ورزش می کند باید بتواند در شرایط مسابقه و تحت فشار خوب عمل کند وگرنه در شرایط تمرین همه قهرمانند!
اگر روزی به این نتیجه رسیدید که هیچ گاه نخواهید مرد چه می کنید؟
الف)قبل از هر چیز یک گلوله در سر طراح سئوال خالی می کردم.
ب)از خوشحالی میمردم.
ج)کتابی با عنوان (بی نهایت سال تنهایی) می نوشتم.
د)هر شب با یکی می خوابیدم!
کسی نزد من در جهان عاقل است که مشغول خود وز جهان غافل است (سعدی)
چو عضوی به درد آورد روزگـــار دگر عضوهــــــــا را نماند قـــــــــرار (سعدی)
نتیجه گیری جهان سومی: جهان سوم جایی است که اگر بخواهید دنیا را آباد کنید خانه تان خراب می شود و اگر بخواهید خانه تان را آباد کنید دنیا خراب می شود.
آن تیر که از کمان آرش برخـــاست
کوروش داند که برد آن تا به کجاست
افسوس که داریوش اول مرده است
تا دریابد که تخت جمشید به جاســـــت
از نو نوشت!: برخی مسائل قراردادیه و شاید اکثر قریب به اتفاقشون (به عبارتی دیگه خود ما اون ها رو خلق کردیم و کم کم تبدیل شده به رسم و رسوم و به مرور به عادت). مثلا این که ما هر سال به هم می گیم سال نو مبارک. این در صورتیه که زمین (و ما که ساکن در اون هستیم و در عین حال ناساکنیم!) یه دور به دور خورشید چرخیده و در واقع برگشته جای اول (البته به شرطی که بهار رو نقطه آغازین حرکت زمین به دور خورشید بدونیم!) و ما از بابت این پسرفت شگرف احساس مسرت می کنیم. یکی از دوستان میگفت: حالا حالاها باید دور خودت بچرخی و شادی کنی تا جونت درآد! پس در نتیجه خوش باشید، ببخشید خوش باشیم. سال های نو همچنان در پیش است و ما در پس!
مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند.
حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند
تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است
اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان؟!
سال ها گذشت ...
بچه مارها و بچه لک لک ها همانند اجدادشان همچنان مي خوردند و بچه قورباغه ها غمگين بودند
از اين رو تصميم گرفتند تا به تمساح ها شکايت کنند
تمساح ها آمدند و بچه مارها و بچه لک لک ها را خوردند و بچه قورباغه ها شادمان شدند
بعد از مدتي تمساح ها گرسنه ماندند و شروع به خوردن بچه قورباغه ها کردند.
بچه قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند.
عده اي از بچه قورباغه ها با تمساح ها کنار آمدند و عده اي ديگر بر خلاف اجدادشان از اين قضايا نتيجه اي گرفتند:
و آن اين بود که خودشان بايد مشکل خودشان را حل کنند ...
(با دخل و تصرف در مکتوب داستاني آشنا)
پي نوشت: سال ها دل طلب جام جم از ما مي کرد آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي کرد
(صحراي محشر)
نفر بعد ...
نام؟
سنايي
نام خانوادگي؟
غزنوي
پرونده ات مخدوشه!
يعني چي؟
يعني فعلا بايد صبر کني تا دستور از بالا بياد
(چند وقت بعد دستور از مقامات بالا مي رسد)
اينجا نوشته ول معطلي
يعني چي ول معطلم
يعني نمي زارن بري بهشت
يعني بايد برم دوزخ؟؟؟
نه دوزخم نمي ري
پس چي کار کنم؟
اينجا نوشته شعري سروده اي با نام مناجات که ملک به شدت از آن شاکي شده اما ايشان به دليل مهرباني و عطوفتي که دارند حکم ول معطل را براي شما صادر نموده اند
مگر من چی گفتم؟
(صدايي بلند در فضاي صحرا مي پيچد)
سنايي ي ي ي
بله
خجالت نکشيدي آن شعر را سرودي؟
کدام شعر؟
شعر مناجات را
من چنين شعري نسروده ام
خودمان در کتاب ادبيات فارسي آموزش و پرورش ديديم
مي شود کمي از آن را بخوانيد؟
شرم داريم
خواهش مي کنم
ملکا ذکر تو گويم که تو پاکي و خدايي
نروم جز به همان ره که توام راه نمايي
آري اين را ما سروده ايم اما مناجات نيست شايد ديگران اين اسم را رويش گذارده اند اين درد و دلي بود با شما!
همه درگــــاه تو جويـم
همه از فضل تو پويــــم
همه توحيد تو گويـــــم
همه عــــزي و جلالــي
همه علمـــي و يقيني
همه نوري و ســــروري
همه جودي و جزايــــي
همه غيبي تو بدانـــي
همه عيبي تو بپوشي
همه بيشي تو بکاهي
همه کمـــــي تو فزايي
بس است ديگر اين هم همه را تمام کنيد!
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجي
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نيايـــي
شگفتا که مي گويي نتوان! اما اين همه همه راه انداخته اي و هم ما را وصف کرده اي و هم فهميده اي
حالا که خوندي آخرين بيتشم بخون تا مقربين درگاهم بدونن اين همه چاپلوسي براي چي بوده!!!
لب و دندان سنايي همه توحيد تو گويد
مگر از آتش دوزخ بودش روي رهايــــــي
خجالت نکشيدي؟ همه اينها به خاطر ترس از آتش دوزخ بود؟ بسیار خوب!
حال که اين طور خواستي به دوزخ نمي فرستيمت مي گذاريم جلوي دوزخ تا ابد بماني و آن را نظاره کني و خوشحال باشي که از آن رهايي يافته اي
نه نه نه!!!
نفر بعد ...