...
از برخورد این نقاط بینگ بنگ نعره زده سکوت شکسته شد و جهان سرا پا گوش که چه؟ بدانید و آگاه باشید که دوباره خواهد آمد ...
از انیشتین منقول است که یک مساویست با آنچه می رسد به دو و بزرگان گفته اند: تا دو نشه بازی نشه! و ما به دنبال مکاشفه رموز هستی در مجلس رندان دست به دست گشتیم تا تصمیم بر آن داشتیم چشمهای خیره را در بر مکاشفه عطشی تازه نصیب گردانیم از این رو می گشاییم چترها را که باران مقطوع گشته هوا بس ناجوانمردانه آلوده س ، ماسک ها را باید بست، داخل خانه باید نشست .
آن یوزارسیف زمان، از نوادر دوران، آن شکیبای حاضر در هر دهات، اطمینان بخش مدیران با سوات، آن کنترل کننده هر نوع توپ، ارائه دهنده طرح مثل سوپ، آن چرخ بال سوار چتر باز، رقصاننده جهانیان به هر ساز، آن دلسوز مستضعفین، در کونگ فو با معاندین، آن دارنده قلب شیر، دشمنان را ز جان خویش کرده سیر، دائما اندر سفر، کنار او همیشه چندین نفر، شکننده هر رکورد، که بن جانسون را از رو برد، علت العلل مدیران پروازی، مخترع کلیپ تلوزیونی و صحنه سازی، معجزه هزاره یکم اندر هزاره سوم، که به حتم انتخاب می شود برای بار دوم ...
پس از قهرمانی بر این اندیشه شد که دو مرتبه بازگردد. و دوید و دوید تا ید خویش بر چانه حریفان نشاند و فرمول های چهارگانه را از خویش بر جای گذاشت:
2=1+1 ، 2=1-1 ، 2=1×1 ، 2=1÷1
و آنقدر یک و دو کرد تا طاق دروازه های افتخار فرو ریخت و گران بها شد هر آنچه باید می شد.
گفتند: پنج بعلاوه یک چند می شود؟
گفت: 2
گفتند: چگونه ممکن است؟!
گفت: پسا پست مدرن ترین فرمول ها نزد ماست و آن جفر باشد که کس را بدان احاطه نیست.
گفتند: تشریح نمایید؟!
گفت: در کتب قدیم حادث است آنگاه که صفر گرد جهان استحاله یافت یکی آمد تا به دو ختم شود . از این رو جهانیان سالهاست بر این اصل قائل آمدند که منتخبی نیامد که به دوره دو، ره نیافت ( حتی کلمات نیز به زبان بی زبانی گویای این اصلند ) و چون هر چه کنید به دو ختم شود پس 2=1+5
گفتند: چون برفتی چرا باز گشتی؟
گفت: این چنین مقدر شده است که واقع شود آن چه موقت است.
گفتند: چون مدیران تغییر کنند چه خواهی کرد؟
گفت: پنج کلید دارم که رموز هستی را بر من می گشایند
گفتند: چیست؟
گفت: شکیبایی، رقص، اطمینان، کنترل، دلسوزی
گفتند: تو خودت نمره بیستی، تو مث هیچ کسی نیستی، تو رکوردا رو شکستی، توی هر قلبی نشستی
گفت: ای خدای بزرگ ، تو خود می دانی که جهان قبل از ما گذشت و بعد از ما نخواهد گذشت، پس عشق و حال را از ما نگیر...
گفتند: آمین
